مقدمه: با توجه به اینکه دیسمنوره اولیه یکی از اختلالات ژنیکولوژیک شایع در سنین باروری زنان میباشد که گاهی با یک یا چند علائم سیستمیک همراه می باشد، مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر ماکسیباسشن و طب فشاری در نقطه SP6 بر شدت علائم سیستمیک همراه دیسمنوره انجام شد.
روشکار: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1394 بر روی 100 نفر از دانشجویان ساکن خوابگاههای دانشگاه آزاد اسلامی سبزوار انجام شد. افراد در دو گروه 50 نفری ماکسیباسشن و طب فشاری قرار گرفتند. در گروه ماکسیباسشن چوب موکسای استیک به مدت 10 دقیقه به نقطه SP6 چسبانده میشد و در گروه طب فشاری با انگشت شست و بهطور عمود فشار بر نقطه SP6 فشار وارد میشد (10 دقیقه برای هر پا). این مداخلات 2 بار در طی هفته آخر سیکل و روز اول و دوم خونریزی قاعدگی صورت میگرفت. شدت علائم سیستمیک با استفاده از سیستم معیار چند بُعدی کلامی، قبل از مداخله و در طی دو سیکل مداخله پیگیری و مقایسه گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمونهای من ویتنی و فریدمن انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: در هر دو گروه تمام علائم نسبت به قبل از مداخله کاهش معنیداری داشت (05/0˂p)، ولی در مقایسه علائم سیستمیک بین دو گروه، تمامی علائم بهجز تهوع، استفراغ و غش در گروه ماکسیباسشن نسبت به گروه طب فشاری بعد از مداخله کاهش معناداری داشت (05/0˂p).
نتیجهگیری: هر دو روش ماکسیباسشن و طب فشاری منجر به کاهش علائم سیستمیک میشوند، ولی تکنیک ماکسیباسشن نسبت به طب فشاری مؤثرتر است.